جستجو

تبلیغات



عرق شرم


    پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود

    در یخچال را باز می کند

    عرق شرم ...بر پیشانی پدر می نشیند
    پسرک این را می داند
    دست می برد بطری آب را بر می دارد
    ... کمی آب در لیوان می ریزد
    صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
    پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...



    این مطلب تا کنون 21 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 12 آذر 1392
    منبع
    برچسب ها : ,
    عرق شرم

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 8 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر