خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





عرق شرم


    پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود

    در یخچال را باز می کند

    عرق شرم ...بر پیشانی پدر می نشیند
    پسرک این را می داند
    دست می برد بطری آب را بر می دارد
    ... کمی آب در لیوان می ریزد
    صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
    پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...



    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    عرق شرم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده